جامعه
جامعه
کمی جدی تر .
کرونا را میتوان تجربهای جمعی دانست که از اساس، زیست روزمره ما را تغییر داده است. سادهترینش این بود که نوع ارتباط ما با انسانها و شهر متفاوت شده است. میتوان گفت در خانهماندن، خود نوعی دفاع از جامعه و عمل به مسئولیت اجتماعی است اما در همین مدت، لحظههای مقاومتی نیز پدیدار میشد که بهخودی خود جالب بود؛ مثلا انبوه انسانهایی که در کشورهای مختلف، از پنجرهها بیرون آمده و با یکدیگر ارتباط میگرفتند. این پدیده اجتماعی را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا کرونا «جامعهبودن» را برای ما برجسته کرده است؟
درست است که همهگیرشدن ویروس کرونا و پدیده قرنطینه تجربهای جمعی بوده اما یادمان نرود با تجربههای جمعی دیگر متفاوت است. در این پدیده نوعی تکنیکی نهفته است که میشود گفت تجربه فردی ِامر جمعی. در بسیاری از تجربههای جمعی، انسانها از طریق تعامل و کنارهمبودن، تجربهخود را برمیسازند اما در شرایط کرونایی، فرد باید در تنهایی خودش یا نهایتا در ارتباط با نزدیکترین افراد خانوادهاش روزگار بگذراند. به این معنا، کرونا را میتوان با مفهوم انزوا (isolation) توضیح داد تا با مفاهیمی مثل جمعیت، باهمبودن و تعامل اجتماعی. درست برعکس بحرانهای قبلی مثل سیل، زلزله، آتشسوزی و اعتراضات اجتماعی که موجد نوعی همزیستی و همدلی و عاطفهجمعی میشد، در پدیده کرونا، اولویت هر فرد، زندهماندن خودش و نزدیکانش است. تلاش برای برقراری ارتباط از طریق بالکنها یا پشتبامها چنانچه در ووهان چین، ناپل ایتالیا و در اکباتان تهران شاهد بودیم بیشتر جنبه تظاهری دارد و نمیتواند نقش ارتباطی را بر عهده بگیرد؛ بهخصوص که در تهران و شهرهای بزرگ ایران پدیده کرونا از طریق ادغام با عناصر فرهنگی انزواطلبانه و منظر بدبینانه به غریبه و همینطور محدودیتهای مذهبی و فرهنگی، امکان تعامل همسایگان چندان نبوده است. در کلانشهرهای ما، پنجرهها، بالکنها و پشتبامها هر یک عرصه شخصی و متمایز خانوادگی هستند، بدون اینکه راهی برای ورود به جامعه باشند. کرونا به این معنا اختلال در جامعه و ایجاد شلوغیهایی (noise) درون شبکه عظیم تعامل اجتماعی بود. این پدیده نشان داد که چقدر جامعه شکننده است و در عین حال تا چه میزان ما برای ادامه زندگی به جامعه نیاز داریم.
کمی جدی تر .
کرونا را میتوان تجربهای جمعی دانست که از اساس، زیست روزمره ما را تغییر داده است. سادهترینش این بود که نوع ارتباط ما با انسانها و شهر متفاوت شده است. میتوان گفت در خانهماندن، خود نوعی دفاع از جامعه و عمل به مسئولیت اجتماعی است اما در همین مدت، لحظههای مقاومتی نیز پدیدار میشد که بهخودی خود جالب بود؛ مثلا انبوه انسانهایی که در کشورهای مختلف، از پنجرهها بیرون آمده و با یکدیگر ارتباط میگرفتند. این پدیده اجتماعی را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا کرونا «جامعهبودن» را برای ما برجسته کرده است؟
درست است که همهگیرشدن ویروس کرونا و پدیده قرنطینه تجربهای جمعی بوده اما یادمان نرود با تجربههای جمعی دیگر متفاوت است. در این پدیده نوعی تکنیکی نهفته است که میشود گفت تجربه فردی ِامر جمعی. در بسیاری از تجربههای جمعی، انسانها از طریق تعامل و کنارهمبودن، تجربهخود را برمیسازند اما در شرایط کرونایی، فرد باید در تنهایی خودش یا نهایتا در ارتباط با نزدیکترین افراد خانوادهاش روزگار بگذراند. به این معنا، کرونا را میتوان با مفهوم انزوا (isolation) توضیح داد تا با مفاهیمی مثل جمعیت، باهمبودن و تعامل اجتماعی. درست برعکس بحرانهای قبلی مثل سیل، زلزله، آتشسوزی و اعتراضات اجتماعی که موجد نوعی همزیستی و همدلی و عاطفهجمعی میشد، در پدیده کرونا، اولویت هر فرد، زندهماندن خودش و نزدیکانش است. تلاش برای برقراری ارتباط از طریق بالکنها یا پشتبامها چنانچه در ووهان چین، ناپل ایتالیا و در اکباتان تهران شاهد بودیم بیشتر جنبه تظاهری دارد و نمیتواند نقش ارتباطی را بر عهده بگیرد؛ بهخصوص که در تهران و شهرهای بزرگ ایران پدیده کرونا از طریق ادغام با عناصر فرهنگی انزواطلبانه و منظر بدبینانه به غریبه و همینطور محدودیتهای مذهبی و فرهنگی، امکان تعامل همسایگان چندان نبوده است. در کلانشهرهای ما، پنجرهها، بالکنها و پشتبامها هر یک عرصه شخصی و متمایز خانوادگی هستند، بدون اینکه راهی برای ورود به جامعه باشند. کرونا به این معنا اختلال در جامعه و ایجاد شلوغیهایی (noise) درون شبکه عظیم تعامل اجتماعی بود. این پدیده نشان داد که چقدر جامعه شکننده است و در عین حال تا چه میزان ما برای ادامه زندگی به جامعه نیاز داریم.
- ۱۴۲
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط