اردیبهشت...

اردیبهشت...
از آن ماه‌های لعنتی ست که در آن
کوه می‌چسبد،
دریا می‌چسبد،
با دوستان در خیابانها بودن می‌چسبد،
در خانه بودن و ولو بودن زیر دست و پای مادر می‌چسبد،
تمام رنگها برای پوشیدن خوبند،
هوا جان می‌دهد برای عاشقی کردن و کیفور شدن در همه چیز...
انقدر این اردیبهشت برای همه چیز و همه کار دوست داشتنی است،
که یک ماه برایش کم است و باید کم کمش شش ماه تمدید شود...
دیدگاه ها (۱)

آخرین آدمی که همیشه قبل از خواب میاد توو ذهنت همونیه که یا ب...

‏اسکار بهترین حسادت هم میرسه به سعدی که میگه رشکم آید که کسی...

خیلیامون به یه نفر که بتونه گذشته رو برامون بی معنی کنه نیاز...

‏همونجا که روزبه بمانی میگه "خودم خواستم با تمام وجود با توی...

نزدیک پاییز است

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

👑 The King’s Artist 🎨شخصیت‌هایونادختری جوان، شاداب و پرانرژی...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط