سرنوشت

سرنوشت

پارت ۵:
به سوی کمپانی راه افتادید توی راه استرس داشتید که نکنه قبول نشید رفتید تو جی وای پی اونجا بود تعظیم کردید و سلام کردید و خودتون را معرفی کردید و جی وای پی خندید شما هم خیلی جدی شدید از تو حالت خندون عصبی و جدی شدید و گفتی اگه مارا نمیخوای بگو جی وای پی گفت شما کم سن هستید و نمیتونید کمپانی من را قوی تر و جذاب تر کنید حتی نیاز به تست دادن هم نیست شما رد شنید عصبی بودید که ینگچان را دیدی تعظیم کردید جفتتون
علامت چفتتون« علامت بنگچان ©
« سلام هیونگ نیم
© سلام بچه ها
« خب اقای پارک ما رفتیم ممنونیم از اینکه به ما امضا دادیم
شما دروغ گفتید تا جس وای پی حقش در برابر بنگچان ضایع نشه ولی اون به شما خندیده بود ولی شما مطمئن بودید یروز پشیمون میشه به سوی کمپانی وای جی رفتید در را که باز کردید با جنی رو به رو شدی
« او سلام نونا
علامت جنی $
$ سلام بچه ها خوبید
« اره نونا خوبیم
$ خدا را شکر
علامت وای جی ¢
¢ خوش اومدید
« مرسی برای اودیشن اومدید
رفتید تست دادین و قبول شدید وای جی زیاد سخت نمیگرفت بیشتر مراقبتون بود بیشتر براتون خرج میکرد تا اینکه ات و جینهو توی ۵ ماه قبول شدید و با یک گروه چند نفره دبیو کردید و اسم گروهتون راک استار بود و اسم طرفدار هاتون استار بود گروه خیلی خوبی بودید بالاخره یک روز فرا رسید و قرار بود اولین اهنگتون را اجرا کنید و همه ایدل ها هم اونجا بودند ولی شما نمیدونستید وای خیلی استرس داشتید چون اولین اجراتون بود و داشتید اجرا میکردید که نگاهت به هیونجین افتاد و دیدی که داره بهت نگاه میکنه و چشم تو چشم شدید ولی تو با اینکه شوکه بودی ولی به ادامه اجرا ادامه دادی و اجرا تموم شد و وقت معرفی رسید خودتون را معرفی کردید وقتی که روی صفحه کنسرت میوفتادید خوشگل تر به نظر میرسیدید ( لباس کنسرتتون را توی پست میزارم ) تو میخواستی صحبت کنی ولی یک دفعه سرت گیج رافت و بی هوش شدی

پایان منتظر پارت بعدی باشید
دیدگاه ها (۰)

خونه ات و جینهو در چند پارتی سرنوشت اولی خونتونه دومی اتاق ا...

سرنوشت پارت ۴ : دسته صندلی هواپیما را محکم گرفته بودی و چش...

پارت ۱ سلامم من اتم یه دختر ۱۵ ساله که تازه گیا به کره مهاجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط