بازی روزگار....

بازی روزگار....
بازی روزگار را نمی فهمم!
من تورا دوست می دارم....
تو دیگری را... دیگری مرا....
و همه ما تنهاییم...
داستان غم انگیز زندگی
این نیست که انسانها فنا می شوند
این است که انان
از دوست داشتن باز می مانند!
همیشه هرچیزی را
که دوست داریم
به دست نمی اوریم....!
پس بیاییم
انچه را که به دست می اوریم دوست بداریم...!
انسان عاشق زیبایی نمی شود،بلکه انچه عاشقش میشود
در نظرش زیباست!؛
انسانهای بزرگ دو دل دارند:دلی که درد می کشد
و پنهان است،
دلی که میخندد واشکار است...!
همه دوست دارند که
به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد
که بمیرد....!
عشق مانند نواختن پیانواست،ابتدا باید نواختن را
براساس قواعد یاد بگیری،سپس قواعد را فراموش کنی وبا قلبت بنوازی...!
دنیا انقدر وسیع هست که
برای همه مخلوقات جایی باشد
پس به جای انکه
جای کسی را بگیریم
تلاش کنیم
جای واقعی خود را بیابیم...!
اگر انسانها بدانند
فرصت باهم بودنشان
چقدر محدود است
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود...!
عشق در "لحظه " پدید می اید، دوست داشتن در امتداد!
دیدگاه ها (۳۴)

ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ ﺟﺎﻧﻢ !ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﺎﻃﺮِ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺍﺑﺮﻭ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ !ﻋ...

این متن یکی از بهترین و زیباترین متنهایی که تا حالا خوندم .....

ببخش خودت را برایِ تمامِ راه های نرفته?برایِ تمامِ بی راه ها...

ﭼﺎﺩﺭﯼ ﺍﮔﺮﻫﺴﺘﻢﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ !ﻏﺮﻭﺏ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮ...

فن‌فیکشن | «بعد از آخرین شب»قسمت پنجم: انتخابدرهای مدرسه با ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط