پری
#پری
#part5
+ نگهبان نگهبان یکی از پری ها حالش بد شده
نگهبان: چی میگین
+ یکی از پری ها حالش بد شده
نگهبان: در زندان باز کردم و رفتم داخل که یهو بیهوش شدم
& وقتی نگهبان آمد با قابلمه زدم تو سرش و بیهوش شد و سایلا مون را برداشتیم و نگهبان گذاشتیم بیرون از زندان دم در و از زندان رفتیم بیرون و درو بستیم و کلید رو گذاشتیم کنار نگهبان و رفتیم از عمارت بیرون کشو از دستمون در آوردیم و شروع به پرواز کردن کردیم
+ بخیر گذشت رفتیم داخل یکی از خونه خرابه و رفتیم تو زیر زمینش
داخلش رخت خواب بود با کمد
+ بهتر یکی مون نگهبانی بده و اون یکی هم نگهبانی بده و اون یکی استراحت کنه
^ باشه من نگهبانی میدم
+ منم میرم خرابه ها رو میگردم و هان هم استراحت کن
& اوکی
+ بعد رفتم خرابه ها رو گشتم کلی وسایل پیدا کردم و بردمشون خونه
وقتی رسیدم با کمک جیا غذا درست کردیم سوپ کاهو ( اصلا وجود داره؟)
+ بعد از غذا سه تات&+&خت درست کردیم و رخت خواب هارو روشن گذاشتیم و خوابیدیم
^ صبح بیدار شدم و رفتم صبحونه درست کردم
#part5
+ نگهبان نگهبان یکی از پری ها حالش بد شده
نگهبان: چی میگین
+ یکی از پری ها حالش بد شده
نگهبان: در زندان باز کردم و رفتم داخل که یهو بیهوش شدم
& وقتی نگهبان آمد با قابلمه زدم تو سرش و بیهوش شد و سایلا مون را برداشتیم و نگهبان گذاشتیم بیرون از زندان دم در و از زندان رفتیم بیرون و درو بستیم و کلید رو گذاشتیم کنار نگهبان و رفتیم از عمارت بیرون کشو از دستمون در آوردیم و شروع به پرواز کردن کردیم
+ بخیر گذشت رفتیم داخل یکی از خونه خرابه و رفتیم تو زیر زمینش
داخلش رخت خواب بود با کمد
+ بهتر یکی مون نگهبانی بده و اون یکی هم نگهبانی بده و اون یکی استراحت کنه
^ باشه من نگهبانی میدم
+ منم میرم خرابه ها رو میگردم و هان هم استراحت کن
& اوکی
+ بعد رفتم خرابه ها رو گشتم کلی وسایل پیدا کردم و بردمشون خونه
وقتی رسیدم با کمک جیا غذا درست کردیم سوپ کاهو ( اصلا وجود داره؟)
+ بعد از غذا سه تات&+&خت درست کردیم و رخت خواب هارو روشن گذاشتیم و خوابیدیم
^ صبح بیدار شدم و رفتم صبحونه درست کردم
- ۷۷
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط