‌شهریارَ ت نیستم اما کَم از خارَم مدان!

‌شهریارَ ت نیستم اما کَم از خارَم مدان!
"نوگل خندان !چرا خون در دلِ ما میکنی؟"



#عارفه_دهقانی
دیدگاه ها (۷)

بی قرارِ بی قرارم... بی قرارِ دیدنت!روز و شب ،اِقرار و تو ام...

دلخورم ! اینبار هم با من مُدارا میکنی!!!هِی بدی میبینم و با...

میرَوَد بر باد ، گیسوی تو و دنیای من!عشق را چون روسری تا از...

اشتیاق است این! ...وَ ما اَدراکَ دردِ اشتیاق؟!‌بی جهت داری ا...

سناریو مسافر ساعت شیش

سناریو اینوپی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط