بعد از جفت اعلام کردنشون لب هاش رو محکم روی لب های براق تهیونگ ...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ¹⁴
بعد از جفت اعلام کردنشون لب هاش رو محکم روی لب های براق تهیونگ کوبید و تمام برق لب رو با بوسه پاک کرد و کمی بعد عقب کشید.
هردو پادشاه ها از جا برخواستن.
-از این لحظه به بعد شیاطین با فرشتگان متحد خواهند شد.
همه برای زوج گوگولی مگولی دست میزدن و تهیونگ داشت ذوق میکرد.
کمی بعد وقتی تهیونگ از نشستن خسته شده بود تصمیم گرفتن از مراسم خارج بشن و به اتاقشون برگردن.
-کوکی ببیننن دیگه قرار نیست مارو اذیت کنن!
صحنه دار زدن تهیونگ اومد توی ذهنش... اگه دیرتر رسیده بود...
-کوکییی!
-هوم؟
-من خوابم میاد... بیا بخوابیم
-خواب که حتما ولی نه اون خواب... قراره تنبیه بشی
-برای چی؟ بعدم از کدوم خواب حرف میزنی؟
-اون موقع که بهت میگم پاکش کن باید گوش میکردی!
-تنبیه چیه؟ باید لباساتو بشورم؟ یا... برات غذا درست کنم؟
جونگکوک به پاک بودنش بلند و با صدای بم خندید و شروع کرد یکی یکی دکمه های لباسش رو باز کردن و نیپل های شکلاتی و سینه و شکم عضلانیش و بازو تتو دارش رو به نمایش گذاشتن.
تهیونگ با چشم های براق و دهن اب افتاده نگاه میکرد و حتی خودش هم دلیلش رو نمیدونست و همه اینا تقصیر گرگش بود.
-خوشت میاد؟
-از چی؟
-از چیزی که داری میبینی...
لباسش رو کناری پرت کرد و سمتش اومد و روش خیمه زد.
-خب دیگه... حالا من میخوام دید بزنم
∆هشدار اسمات∆
مثل همیشه دایرکت پیام بدینن
اخر این پارت+پارت ۱۵+پارت۱۶ اسماته😅
دیدگاه ها (۹۶)

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ¹⁷با وول خوردن های کوچکی ...

ᵐʸ ˡᶦᵗᵗˡᵉ ᵇᵃˡˡᵉʳᶦⁿᵃ | ᵖᵃʳᵗ ¹²-اره یا نه؟! -اره... -عوضیییییی...

ᴹʸ ˡᶦᵗᵗˡᵉ ᵇᵃˡˡᵉʳᶦⁿᵃ | ᵖᵃʳᵗ ¹¹-جیمین... حتی از طریق مارکش هم ...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ¹³چند روز دیگه قرار بود ا...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ¹⁸یه مهمونی توی قصر برگذا...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ⁶-کوکی!! گرفتمش!! دستش پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط