موقع مرگِ عطش های فراوان شده است

موقع مرگِ عطش های فراوان شده است
کاسه بردار که هنگامهٔ باران شده است

دستهای همه انگار که دندانه شده
لحظهٔ شانه به گیسوی پریشان شده است

به مریضانِ غم عشق بگو خوش باشند
که طبیب آمده و موقع درمان شده است

همه جا پر شده از عکس جمالی زیبا
اصلا انگار جهان آینه بندان شده است

روی سجاده نشستیم کمی مایل تر
قبلهٔ ما حرمِ شاهِ خراسان شده است
دیدگاه ها (۲)

و خدا خواست که از دست تو درمان برسدخواست تا عطر علی‌ اش به خ...

صبح نقاره صحن رضوی گفت به شهرکه قرارست بیایی به همین زودی ها

به سرم شوقِ تو وبه دلم میلِ تو باشد همه صبح...

متوسل شده ام تاکه بیایم مشهد / همه امید حیاتم، نفسی دیدن توس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط