پنجشنبه هم بیقراری میکرد

"پنج‌شنبه" هم بی‌قراری می‌کرد؛
اشک در چشمانش جریحه‌دار شد،
تو! سرمستِ شعرِ "پرواز" بودی وُ
من! از دور "جان" می‌دادَم...


#بنفشه_انصارے_پرتــو
#تقدیم_به_عزیزان_آسمانی
دیدگاه ها (۱)

🍂با طمانینه نشست و گفت به دوستانم سپرده ام هرگز عاشق نخواهم ...

💛💛💛بلند شو دستت را به جایی بند کن و فقط بلند شودر این دنیای ...

🍂میان روزمرگی هایم گم میشوم ......گاهی غمگین ترین حالت ممکن ...

از چشمانترد شب را بیرون کنامروز صبح دیگری ست...!#نزار_قبانی🍂

نماز شام شدهمی آیم بر گداییمن که صدات کردم یار جان بیاییاگر ...

ای خنده ی تو دورترین خاطره ی من دیدار تو نایاب ترین منظره ی ...

رها❤ دنیای خالی ام فقط با تو پر می شودباش تا لبریز شوم از بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط