شیرین مدام در طلب شوی دیگری

شیرین مدام در طلب شوی دیگری

فرهاد دل سپرده به بانوی دیگری

دیگر عصای معجزه کاری نمی کند

مارا فریفتند به جادوی دیگری

اوضاع روبراه تر از این نمی شود

این شهر رفته است خدا سوی دیگری

یعقوب با لباس تو بینا نمی شود

یوسف! گرفته پیرهنت بوی دیگری

وقتی که دست های تو در فکر خدعه اند

باید که تکیه داد به بازوی دیگری

پاهای من توان رسیدن نداشتند

ما مانده ایم و حسرت زانوی دیگری

این حرف ها مسکن درد من و تو نیست

باید امید بست به داروی دیگری
دیدگاه ها (۴)

مردم از درد و نمی ایی به بالینم هنوزمرگ خود می بیینم و رویت ...

چرا از مرگ می ترسید ؟چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید...

با این که گرفته رنگ غم بال وپرم ای کاش به سمت بیکران ها بپرم...

چون قاصدک رها به بیابان حیرتمدستان سرد باد مرا لمس می کندگاه...

استعداد

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

حسین جعفری جرجافکی

حسین جعفری جرجافکی

بانوی عزیز: گاهی وقتها کمی خودخواه بودن چیز بدی نیست.اگر دی...

بانوی عزیز: گاهی وقتها کمی خودخواه بودن چیز بدی نیست.اگر دی...

بانوی عزیز:گاهی وقتها خود خواه بودن چیز بدی نیست.اگر دیگران ...

نگاهم کن که دلتنگ توام بانـــوی من لطفاًپریشانم بیا دستی بکش...

نگاهم کن که دلتنگ توام ...بانوی من ........ لطفاً .پریشانم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط