#شعر_قدیمی
#شعر_قدیمی
🍃آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیست
وز بَهرِ چه گویم نیست با وی نظرم، چون هست
🕊شمعِ دلِ دمسازم، بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان، برخاست چو او بنشست
🍃گر غالیه خوش بو شد، در گیسویِ او پیچید
ور وَسمه کمانکَش گشت، در ابروی او پیوست
🕊بازآی که بازآید عمرِ شدهٔ حافظ
هرچند که ناید باز، تیری که بِشُد از شست
✍#حافظ
🍃آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیست
وز بَهرِ چه گویم نیست با وی نظرم، چون هست
🕊شمعِ دلِ دمسازم، بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان، برخاست چو او بنشست
🍃گر غالیه خوش بو شد، در گیسویِ او پیچید
ور وَسمه کمانکَش گشت، در ابروی او پیوست
🕊بازآی که بازآید عمرِ شدهٔ حافظ
هرچند که ناید باز، تیری که بِشُد از شست
✍#حافظ
- ۱.۵k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط