ز حد بگذشت مشتاقی وصبر اندر غمت یارا

ز حد بگذشت مشتاقی وصبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
دیدگاه ها (۱)

از سر بالین من برخیز ای نادان طبیب دردمند عشق را دارو به جز ...

آدم وقتی چیزی رو فهمیده، دیگه نمی تونه ندونه! وقتی که فهمیدم...

کجا بمیرمکه با بوسه های توچشم باز کنم! ...

طبیب، حالِ مرا بی تو دید، با من گفتدوا مباد به زخمی که عشق ...

علاج درد مشتاقان طَبیب عام نشناسد ؛مَگر لیلی کُند درمان غَم ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ صبری کنیم تا ستم او چه می‌کند؟ با ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط