رفتی و دل بردی و جان من از غم سوختی

رفتی و دل بردی و جان من از غم سوختی

باز گرد آخر، که چندین ظلم نتوان کرد و رفت

دل بسویش رفت و در هجران مرا تنها گذاشت

کار بر من مشکل و بر خویش آسان کرد و رفت

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲۷)

امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کنمن هم از خدا همون بهتر...

#سلام_ صبح یکشنبه تون _بخیر🌦 🌹 یک دنیا "ارادت "❤ ️تقدیم به د...

عـشق یعنی دستانـم را بڪَیرینڪَاهـم ڪنی ۅ بڪَۄیی مڹ بھبـۄدنت ...

هر صبح یک دانه ز "تو" در قلب من قد میکشدکی میرسد آن لحظه ی خ...

🌱🍒به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیربه رنج دل سزاوارم، ...

غزلیات صائب تبریزی

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینمکه در ضمیر نیامد خیال حوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط