ارسلان: دیانا

ارسلان: دیانا
دیانا : بله
ارسلان: پانیذ اینا دعوت کنیم
دیانا: بزار فردا
ارسلان: خب الان چکار کنیم
دیانا: منم نمیدونم
ارسلان: ممد دعوت کنیم
دیانا : آره
ارسلان: واقعا ازت انتظار نداشتم
دیانا: خب ببخشید
ارسلان: بیا فیلم ببینیم
دیانا : حوصله ندارم ارسلان
ارسلان: بله
دیانا : رومینا هنوز دوست داری
ارسلان: نه
دیانا : من احساس میکنم بهت وابسته شدم
ارسلان: چه جرعتی داری بگی اگه تو الان احساس میکنی من خیلی وقته
دیانا: راست میگی
ارسلان: آره
دیانا : نشستم روپاش .... چشاتو ببند
ارسلان: باش .... چشامو بستم که یهو گرمی لباش روی لبام حس کردم
دیانا: ارسلان هیچی نمی گفت
ارسلان: عشقم تو هم از این کارا بلدی

دیانا: نه تو فقط بلدی .... یهو رفتم تو بغلش

ارسلان: بریم خونه نیکا و متین رضا و عسل هم هستند

دیانا : نمیدونم

ارسلان: میریم

دیانا : باش .... رفتیم خونه نیکا
نیکا: سلام دورت بگردم
دیانا: سلام گلم
ارسلان: ما هم بوق
دیانا: دست ارسلان گرفتم
ارسلان: عاشق همین لحظه بودم
دیانا : رسیدی بهش
ارسلان: هع
متین: داداش خوبی
عسل: سلام خوبی قشنگم
دیانا: فدات تو خوبی
دیدگاه ها (۸)

عسل : دیانادیانا : جونمعسل: ارسلان چند تا دوست داریدیانا : ی...

عاشقم باش پارت ۱۵

بچه ها میخوام بعد مدت ها امروز فعالیت کنم

ادیتم چطور شده راستی لایک این ویدئو به چهل تا برسه سه تا پار...

پارت فکر کنم ۵جنی:خب بریم ا/ت؟- اره بریمجنی:خب بیا سوار شو- ...

پارت ۱۰۲ رزت : اممم کیان کیان : هوم؟ رزت : حالا چقدر باید هم...

وقتی دوستت داشت ولی…

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط