تهیونگ خندید و با دستش ضربه آرامی به کمر جیمین زد و هر دو
تهیونگ خندید و با دستش ضربه آرامی به کمر جیمین زد و هر دو خندیدن صدا زنگ گوشی کنجکاو هر دو را زیاد نمود .. جیمین آروم گوشی را به دست گرفت سپس جواب داد و روی گوش اش گذاشت : آلو بله ..
میونشی : کجا موندی کی میایی؟
جیمین چشم درشت کرد : نه.. یعنی الان تو ماشینم میخواهم برم برات تون دارو رو بیارم ..
تهیونگ نگاهش کرد و سری از تأسف تکون داد جیمین تند گوشی را قطع کرد و در جیبش گذاشت ته لیوان را نوشید و تند گفت : بزن به حساب تهیونگ..
تهیونگ: کجا ؟
جیمین : باید برم خواهرت ازم یه داروی خواست گفت بیارم برای مین جی .. تهیونگ سری تکون داد جیمین باز هم گنگ ایستاد: تو چرا نمیای ؟
تهیونگ بازم سر خم کرد و آروم گفت : نمیتونم با مین جی چشم تو چشم بشم .. جیمین پفی کشید سپس جدی گفت : پاشو ... دیگه از کجا نمیدونی که خود مین جی منو فرستاده که شوهر احمقش رو بیارم
تهیونگ تند نگاهش کرد و آورم گفت : راست میگی ؟
جیمین : شک نکن .. تهیونگ تند بلند شد و کتش را به دست گرفت سپس گفت : دفه بعدی پرداخت میکنم - روبه جیمین کرد - بدو بریم
میونشی : کجا موندی کی میایی؟
جیمین چشم درشت کرد : نه.. یعنی الان تو ماشینم میخواهم برم برات تون دارو رو بیارم ..
تهیونگ نگاهش کرد و سری از تأسف تکون داد جیمین تند گوشی را قطع کرد و در جیبش گذاشت ته لیوان را نوشید و تند گفت : بزن به حساب تهیونگ..
تهیونگ: کجا ؟
جیمین : باید برم خواهرت ازم یه داروی خواست گفت بیارم برای مین جی .. تهیونگ سری تکون داد جیمین باز هم گنگ ایستاد: تو چرا نمیای ؟
تهیونگ بازم سر خم کرد و آروم گفت : نمیتونم با مین جی چشم تو چشم بشم .. جیمین پفی کشید سپس جدی گفت : پاشو ... دیگه از کجا نمیدونی که خود مین جی منو فرستاده که شوهر احمقش رو بیارم
تهیونگ تند نگاهش کرد و آورم گفت : راست میگی ؟
جیمین : شک نکن .. تهیونگ تند بلند شد و کتش را به دست گرفت سپس گفت : دفه بعدی پرداخت میکنم - روبه جیمین کرد - بدو بریم
- ۶.۹k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط