نامجون آه لعنتی امید وارم بهوش بیاد خدایا اگه بهوش بیاد د

نامجون آه لعنتی امید وارم بهوش بیاد خدایا اگه بهوش بیاد دیگه نمیزنمش دیگه تنبیهش نمیکنم ببخشید خدایا

ویو ۵ دقیقه بعد

ا/ت: اممممممم آههههههه
نامجون: ا/ت؟ خوبی؟ جایت درد نمیکنه؟
ا/ت: من خوبم استاد( یه دفعی می ترسه)« تازه ویندوزش میاد بالا می‌فهمه چی شده»
آه ببخشید اسناد دیگه تکرار نمیشه
نامجون: نه چیزی نیست که بخوای واسش معذرت خواهی کنی تو فقط بیهوش شدی حالا هم مهم نیست می تونی بری سرکلاست( دستوری)
ا/ت: چشم استاد( مظلوم)

ویو ا/ت

سعی کردم بغضم رو کنترل کنم و رفتم سمت کلاس تازه یادم اومد این زنگم ریاضی داریم پس کتاب ریاضیم رو در آوردم و یه ظره تمرین کردم که استاد اومد و همه ی بچها ی کلاس بلند شدن ولی حواسم نبود و تازه متوجه ی موضوع شدم و بلند شدم
ا/ت: استاد ببخشید حواسم نبود
نامجون : مهم نیست ولی دفعه یه دیگه انجام نشه
ا/ت: چشم
نامجون: خوب همه بشینید بچها خودتون که می دونید کتاب های ریاضی رو میز می خوام تکلیف هاتون رو چک کنم دونه دونه تکلیف ها رو چک کردم و امضا زدم و یه طره ریاضی کار کردیم و رفتم بیرون

ویو ا/ت

داشتم از کلاس می رفتم بیرون که ۳ نفر جلوم رو گرفتن درست حدس میزدم اونا مینا ، رزی(‌ رزین بلک پینگ رو نمیگم)و چویا بودن جلوم رو گرفتن
چویا: هوی تو خودتم می دونی که باید کاری رو برامون انجام بدی و الا مادرت رو می پردازیم زندان خودتم می دونی
ا/ت: خوب چی کار دارین
رزی: تو باید جاسوسی ی استاد نامجون رو کنی
ا/ت: چی؟( شکه )
مینا : همین که شنیدی( تیکه)
ا/ت:امکان نداره من این کار و کنم فکرشم نکن
چویا: حالا خود دانی یا می تونی مادرت رو داخل زندان ببینی یا می تونی جاسوسی ی استاد رو برای ما بکنی
ا/تا: آه باشه اوکی انجام میدم
مینا: آفرین هر.زه کوچولو
ا/ت: من هرزه نیستم ( عصبی)
رزی: چرا هستی
ا/ت: نیستممممممممممم(داد خیلی بلند مایل به جیق بنفش
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
و .......

ببخشید نمیتونم ادامش رو بدم آخه گوشیم شارژ نداره اگر هم جواب پیام هاتون رو ندادم قهر نکنید واستون بعداً میزارم
دیدگاه ها (۴)

ببخشید پارت فیک معلم یا مافیا زیاد نشد گوشیم یه درصد شارژ دا...

لعنتی خیلی خوشگله

حیحی

بیاد جیمین افتادم🙃🙃

ا/ت:من هرزه نیستمممممممممچویا : اگر نمی‌خوای بمیری دهنتو ببن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط