#3

#3
بیو فلیکس

هیون حین رفت تو اشپزخونه و سوهو هم صدام زد
! عموووو بیا اینجا
رفتم دنبالش دیدم یه نوزاد کوچولوی فسقلی با لباس سالیوان داره با سوهو بازی میکنن
- عوووو اینجا کیو داریم سوهو معرفی میکنی ( عکس سوهو اسلاید دو و عکس دختر کوچولو هم اسلاید 3)
! عمو این سوهیونن خواهر کوچولوی من
سوهیونو بقل کردمو دست سوهیونن گرفتمو رفتیم تو حال
دیدم هیون حین داره نگامون میکنه
سوهیونو گ اشتم زمین و رفت سراغ عروسکی که رو مبل بود منم ازش یه عکس گرفت ( همون عکس سومی)
! عمووو از منم عسک بگییییر
دوربینو بردم طرفشو یه ژست بامزه گرفتو منم عکس گرفتم ( عکس دومی)
سریع پستش کردمو شروع به بازی کردیم...

بیو هیونجین

دیگه الانا بود که سونگمین بیاد... بله درست فکر میکردم سونگمین اومد
/هیونجین من اومدم
اومد داخل و با دیدن فلیکس کپ کرد
/ سلام خیلی خوش اومدین
اومد طرفم
/ هی این کیه
* باورت نمیشه نمیشناسمش ولی دنبالم اومده و داره با بچه ها بازی میکنه
/ خو اینو خودم میبینم چرا اومده
* نمیدونم ولی سوهو خواست بمونه
/ اخه... باشه پس رفیق بپا کراش نزنی چون خیلی کراشه
* خ. دمم نمیدونم چه حسی باید داشته باشم ولی بچه ها دوسش دارن
/ وایسا نکو کهههه.... هیونجین ما کراش زده
* هیسسسس ساکت... شاید
رفت سمت فلیکس
/ سلام من سونگمین هستم بهترین دوست هیونجین
! عموووو عمو رو شناختی این عموی جدیده
- سلام
نگاهش که مردم دیدم سوهیون تو بقل فلیکس خوابه کم پیش میاد تو بقل کسی بخوابه
غذا رو اوردم و سونگمین بعد از غذا خوردن رفت
- میگما سوهیون رو نمیخوای بخوابونی
* او اها
رفتم سمتش و سریع بلند شد و با قد بلندش پشمام ریخت
اروم سوهیون رو گذاشت تو بقلم و رفتم تو اتاقش و خوابوندنم که صدای فلیکس رو شنیدم
- میگم اینم به فرزند خوندگی گرفتی؟
* اره خب خواهر برادر بودن جداشون نکردم
- واقعا نمیدونم چجوری یه بچه یه بچه ی دیگرو بزرگ میکنه😏
* وایسا الان با من بودی؟
- اره
* میکشمت
دویدم دنبالشو سوهو هم پشت سرمون دوید و کلی خندیدیم و فلیکس هم مجبور شد بره برای همین سوهو رو بقل کردمو پشت سر فیلیکس تا دم در رفتیم
! عمو نمیشد بمونی
- نه عمو باید بره یه روز دیگه میام
* خب دیگه میتونی بری ممنون بابت بازی
- خواهش
و خم شد جلوی صورتم و بوسه ای روی گونه ی منو سوهو گذاشت اما نمیدونم چرا دلم لرزید...
* ریدم دهنت خدافظ
- باشه جوجه خدافظ
بازم همون کلمه
سوهو رو خوابوندم و خودمم خوابم برد

تا پارت بعدی بوووووس
دیدگاه ها (۰)

#2بیو هیونجین رسیدم خونه ! باباااااااااا* سلام کوچولو چه خبر...

سلااااام از این عزیز حمایت کنین ایده ی رمان با ایشون بووووو...

سلاممم گفتم ادامشو میزارم خدمت شما (:

پارت 25#گابلینکه یهوووو....زنگ در به صدا در میاد از خواب بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط