مرا عمری به دنبالت کشاندی

مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکی هم فشاندی
گذشت از من ولی آخر نگفتی
که بعد از من به امید که ماندی؟
مرا عمری به دنبالت کشاندی
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشکی هم فشاندی
گذشت از من ولی آخر نگفتی
که بعد از من به امید که ماندی؟
دیدگاه ها (۲)

دلا شبها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب در...

نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟بهار تازه به برگ خزان چه خ...

تصنیف حاصل عمربس که جفا زخار و گل دید دل رمیده امهمچو نسیم ا...

تصنیف خانه ی سوداشد زغمت خانه ی سودا دلمدر طلبت رفت به هر جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط