پارت دوم (اخر)

پارت دوم (اخر)

منم کنترل‌مو از دست دادم.

«تو اصلاً اون‌جا نبودی! نبودنت دلیل شد که این اتفاق بیفته! من چیزی نگفتم که باعث سوءتفاهم بشه.»

– «من اعتماد داشتم، اما اون عکس حرف دیگه‌ای می‌زنه.»

چند لحظه سکوت بود. بعد اون رفت تو اتاق. درو بست.

و من موندم با سکوتی که سنگین‌تر از هر فریادی بود.


---



روزهای بعدش مثل شکنجه گذشت.
نه پیامی، نه تماسی.

من سعی کردم با کار سرگرم بشم ولی شب‌ها، هر گوشه خونه خاطره‌ش بود.
خنده‌هاش.
نگاهش.
صدای نفس‌هاش وقت خواب.

هانا سعی کرد واسطه شه، گفت که مین‌هو خودش اومده جلو، که من چیزی نگفتم. اما جونگ‌کوک هنوز تو خودش بود.

یه شب بالاخره اون پیام اومد:

-«میتونیم حرف بزنیم؟»




---



قراری گذاشتیم تو همون کافه‌ای که بار اول دیده بودیم همو.
بارون نم‌نم می‌بارید. اون وارد شد، با چشمایی که خستگی توش موج می‌زد.


من حرف زدم.
از احساسم.
از اینکه فقط اون برام مهمه.
از اینکه سوءتفاهم‌ها واقعیت رو تغییر نمی‌دن.


اونم حرف زد.
از ترسش.
از اینکه نمی‌خواست دوباره کسی رو از دست بده.

و بعد... مکثی طولانی.

جونگ‌کوک دستمو گرفت، برای اولین بار بعد از اون شب.

– «فکر کنم دلم بیشتر از مغزم می‌فهمه... و هنوزم فقط تو رو می‌خواد.»


---



چند ماه بعد...

با هم رفتیم به یه مهمونی دیگه. این بار کاری نبود. یه پارتی دوستانه بود تو حیاط یکی از دوستای مشترکمون.

وقتی آهنگ عاشقونه پخش شد، جونگ‌کوک خم شد تو گوشم گفت:

– «این دفعه... نمیذارم هیچ‌کس بینمون سوءتفاهم درست کنه. قول میدم.»

لبخند زدم.

و تو اون لحظه فهمیدم... بعضی سوءتفاهم‌ها فقط بهونه‌ان تا یادمون بیفته چقدر قیمتی‌ایم برای هم.


پایان
دیدگاه ها (۱۰)

درخواستی جونگکوک موضوع : مافیایی ، خشن ، کیوت پارت اول سئول ...

پارت دوم ( اخر)جونگ‌کوک زخمی شده بود.ولی به‌جای بیمارستان، ا...

درخواستی جونگکوک موضوع : اسلاید دوم پارت اول عنوان: پشت دیوا...

اصکی برین 💤

قهوه تلخ پارت ششمچانگهو دنبال اورا اف...

(وقتی به اون یه نفر تو زندگیم فکر می کنم و می فهمم اون حتی م...

قهوه تلخ پارت پنجملیها از جاش تکون نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط