«در ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه روز شنبه ماموران مترو ایستگاه گلبرگ
«در ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه روز شنبه ماموران مترو ایستگاه گلبرگ اقدام به توقیف اموال یک دستفروش جوان کردهاند. این دستفروش که موفق نشده اموال خود را از ماموران مترو پس بگیرد تهدید کرده بود که در صورت عودت ندادن اموالش خود را به زیر قطار پرتاب خواهد کرد. بعد از بیتوجهی ماموران مترو و پس ندادن اموال این دستفروش، مرد جوان خود را جلوی قطار مترو انداخته است و در اثر برخورد با قطار سر وی از بدنش جدا شده است. بعد از این اتفاق قطارهای خط ۲ مترو تا انتقال جسد این مرد دستفروش مجبور به توقف شدهاند.»
این دستفروش هم گویا استحكام كافى نداشت. عكس هاى بىرحم آن آتش سوزى براى من صدایى غریب داشت. صداى زن ِ خیاطى را مىشنیدم كه مىگفت: بسّه زن. بنداز خودت را. تمومش كن.
مرد دستفروش متروى گلبرگ، التماس مىكرد و خرت وپرتهایش را مى فروخت تا شاید براى زنش، بچههایش یا حتى مادرش، لباسى را بخرد كه آن زنِ خیاط طبقه پنجم، مىدوخت. هر دویشان باهم پریدند/ پرتاب شدن
این دستفروش هم گویا استحكام كافى نداشت. عكس هاى بىرحم آن آتش سوزى براى من صدایى غریب داشت. صداى زن ِ خیاطى را مىشنیدم كه مىگفت: بسّه زن. بنداز خودت را. تمومش كن.
مرد دستفروش متروى گلبرگ، التماس مىكرد و خرت وپرتهایش را مى فروخت تا شاید براى زنش، بچههایش یا حتى مادرش، لباسى را بخرد كه آن زنِ خیاط طبقه پنجم، مىدوخت. هر دویشان باهم پریدند/ پرتاب شدن
- ۴۳۳
- ۱۳ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط