دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آن "از غم و شادی و
دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آن "از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتم با تو گریه کردم با تو خندیدم و رفتم تا عشق نازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولی افسوس مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!
- ۲.۰k
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط