هیونلیکس
#هیونلیکس
#چندپارتی
پارت ۴
(هیونجین- فیلیکس+)
از ویو فیلیکس_
منو هیونجین رفتیم کافه و یه کیک کوچیک هم سفارش دادیم همراه قهوه
وقتی سفارش هامون رسید هیونجین کمی کم حرف شد
نمیدونم برای چی
ولی اینبار خودش سر صحبت باز کرد
- میگم لیکسی
+بله؟
-راستش اگه یه درخواست داسته باشم ناراحت میشی؟
+نه چرا؟
کمی ل.ب پایینش رو تر کرد
+میشه به بنگچان بگی خونمون رو باهم بزاره ؟ مثل لینو و هان
کمی تعجب کردم از حرفش
اره ما به هم علاقه داریم ولی اینکه درخواست مستقیم کنیم به اعضا کمی عجیبه
بنگچان خودش قطعا از عشق عاشقی ما خبر داره ولی فک نکنم اینجوری بدونه که بخوایم هم خونه بشیم
توی فکر بودم و به هیونجین جواب ندادم
-اوه . پس سوکتت یعنی نه . درسته؟
از فکر اومدم بیرون خودم رو جمع و جور کردم
+چ_چی ننن_نه د_دا_شتم ف_ف_فکر میکردم ب_به ب_بن_بنگ_بنگچان _چ_چ_چ_چی ب_به گ_گم
-چرا لکند گرفتی لیکسی؟
+ن_ن_نم_نمیدونم
-میدونم نباید دربارش صحبت میکردم
سریع گوشیم رو از جیبم اوردم بیرون و به بنگچان پیام دادم
پیام: سلام چانی میشه منو هیونجین رو هم خونه کنی میدونم جی وای پی نمیزاره ولی منو هیونجین نظرمون رو عوض نمیکنیم راضی کردن جی وای پی بر اهده خودتتت باییییی (با استیکر 👋🏻😊✨️)
بعد چند دقیقه بنگچان هم پیام داد
پیام چان: فیلیکس داد دیشب جی وای پی رو تحمل کردم هنوز گوشم سوت میکشه باز داد بخورم امشبب؟!؟!؟؟!؟
پیام فیلیکس: چانی یه چک بزن تو دهنش بگو برای خودمونم که شده بزاره یه بار راحت باشیم مثل هان و لینو
پیام بنگچان: باشه ببینم چی میشه شاید هم قبول نکنه خودت میدونی
پیام فیلیکس: مرسی اوپاا✨️✨️ پس من امروز میرم وسایلم رو میبرم پیش هیونجین
گوشیم رو دوباره گذاشتم توی جیبم
+اکی شد
-چی کیی؟؟
+همین الان به بنگچان گفتم اونم گفت اک
-چه سریع پلی جی وای پ_
نذاشتم ادامه حرفش رو بگه
+ چان یه کاریش میکنه . نگران نباش
شروع کردم به خوردن قهوم
#چندپارتی
پارت ۴
(هیونجین- فیلیکس+)
از ویو فیلیکس_
منو هیونجین رفتیم کافه و یه کیک کوچیک هم سفارش دادیم همراه قهوه
وقتی سفارش هامون رسید هیونجین کمی کم حرف شد
نمیدونم برای چی
ولی اینبار خودش سر صحبت باز کرد
- میگم لیکسی
+بله؟
-راستش اگه یه درخواست داسته باشم ناراحت میشی؟
+نه چرا؟
کمی ل.ب پایینش رو تر کرد
+میشه به بنگچان بگی خونمون رو باهم بزاره ؟ مثل لینو و هان
کمی تعجب کردم از حرفش
اره ما به هم علاقه داریم ولی اینکه درخواست مستقیم کنیم به اعضا کمی عجیبه
بنگچان خودش قطعا از عشق عاشقی ما خبر داره ولی فک نکنم اینجوری بدونه که بخوایم هم خونه بشیم
توی فکر بودم و به هیونجین جواب ندادم
-اوه . پس سوکتت یعنی نه . درسته؟
از فکر اومدم بیرون خودم رو جمع و جور کردم
+چ_چی ننن_نه د_دا_شتم ف_ف_فکر میکردم ب_به ب_بن_بنگ_بنگچان _چ_چ_چ_چی ب_به گ_گم
-چرا لکند گرفتی لیکسی؟
+ن_ن_نم_نمیدونم
-میدونم نباید دربارش صحبت میکردم
سریع گوشیم رو از جیبم اوردم بیرون و به بنگچان پیام دادم
پیام: سلام چانی میشه منو هیونجین رو هم خونه کنی میدونم جی وای پی نمیزاره ولی منو هیونجین نظرمون رو عوض نمیکنیم راضی کردن جی وای پی بر اهده خودتتت باییییی (با استیکر 👋🏻😊✨️)
بعد چند دقیقه بنگچان هم پیام داد
پیام چان: فیلیکس داد دیشب جی وای پی رو تحمل کردم هنوز گوشم سوت میکشه باز داد بخورم امشبب؟!؟!؟؟!؟
پیام فیلیکس: چانی یه چک بزن تو دهنش بگو برای خودمونم که شده بزاره یه بار راحت باشیم مثل هان و لینو
پیام بنگچان: باشه ببینم چی میشه شاید هم قبول نکنه خودت میدونی
پیام فیلیکس: مرسی اوپاا✨️✨️ پس من امروز میرم وسایلم رو میبرم پیش هیونجین
گوشیم رو دوباره گذاشتم توی جیبم
+اکی شد
-چی کیی؟؟
+همین الان به بنگچان گفتم اونم گفت اک
-چه سریع پلی جی وای پ_
نذاشتم ادامه حرفش رو بگه
+ چان یه کاریش میکنه . نگران نباش
شروع کردم به خوردن قهوم
- ۳.۳k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط