Hidden Melody in Midnight Seoul 

Hidden Melody in Midnight Seoul 
p.12

(از زبون نویسنده: رابطه‌شون داره عمیق‌تر می‌شه و لحظات شیرین بیشتری دارن)

بعد از اون روز باغ، جونگ‌کوک و ا.ت سعی کردن بیشتر همدیگه رو ببینن. یه شب ا.ت پیشنهاد داد برن یه سینما کوچیک مستقل که فیلم‌های قدیمی نشون می‌داد.

(هیجان‌زده)

+ خیلی وقته فیلم ندیدم. بریم؟

جونگ‌کوک قبول کرد.

(مشتاق)

- باشه. بلیط می‌گیرم.

تو سینما، سالن تقریباً خالی بود. نشستن ته سالن و فیلم شروع شد. جونگ‌کوک آروم دست ا.ت رو گرفت و تا آخر فیلم نگه داشت.

(صمیمی)

بعد از فیلم، بیرون سینما قدم زدن.

+ فیلم خوب بود نه؟

- آره، مخصوصاً وقتی دست تو دستم بود قشنگ‌تر شد.

ا.ت خندید و آروم به بازوش زد.

(شوخ)

+ خیلی شیطون شدی اخیراً آقای تهی!

جونگ‌کوک خندید و بازوش رو دور شونه ا.ت انداخت.

(گرم)

- تقصیر توئه. نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم.

رفتن یه کافه کوچیک و تا دیروقت حرف زدن. ا.ت از رویاهاش گفت، از اینکه دوست داره یه روز موسیقی‌ش رو بزرگ‌تر کنه ولی هنوز آماده نیست.

(راحت)

+ با تو بودن بهم اعتماد به نفس می‌ده تهی.

جونگ‌کوک به چشاش نگاه کرد.

(عمیق)

- تو هم به من آرامش می‌دی ا.ت. چیزی که خیلی وقته نداشتم.

اون شب وقتی جونگ‌کوک ا.ت رو خونه رسوند، قبل از پیاده شدن یه بوسه نرم روی لبش گذاشت. اولین بوسه واقعی‌شون.

(پر از احساس)

- شب بخیر بارون.

ا.ت با گونه‌های قرمز لبخند زد.

(خوشحال)

+ شب بخیر تهی... فردا بازم می‌بینمت؟

- حتماً.

جونگ‌کوک با قلب پر از شادی به خونه برگشت. این رابطه داشت براش مهم‌ترین چیز می‌شد.................
ادامه دارد................
دیدگاه ها (۲)

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.13(از زبون نویسنده: جونگ‌...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.11(از زبون نویسنده: حالا ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.10(از زبون نویسنده: حالا ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.7(از زبون نویسنده: حالا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط