این متن رو خانمی در پیج خود گذاشته بود

این متن رو خانمی در پیج خود گذاشته بود
چقدر این متن زیباست:
من و همسرم از هم خسته شدیم...
دیگر احساسی بینمان نیست...تقریبا هیچ حرفی باهم نمیزنیم....
سرد و بیروح...و شاید جدایی...
چندی پیش یک پیامک ناشناس و پر احساس برایش دادم...
یک پاسخ با احساس به این پیامکه ناشناس داد...
گفت تو چقدر زیبا حرف میزنی ...و من زیبا ترپاسخش را دادم...
و او زیبا تر پاسخم را داد...و باز من زیبا تر ...و باز او زیبا تر...
اصلا فک نمیکردم همسرم تا این حد بلد است محبت امیز حرف بزند...
گاهی انقدر عاشقانه حرف میزنیم که من یادم میرود ان سوی خط همسرم است...
حالا این دو ناشناس عاشق هم شده اند...
ارزو دارد که مرا ببیند و بشناسد...
حتی گفت بخاطر من حاضر است از همسرش بگذرد...
کاش میشد تا ابد عاشقانه و نا شناس زندگی میکردیم...
ادم های عجیبی هستیم ...
ناشناس عاشق هم میشویم...ناشناس برای هم میمیریم...ناشناس از هم لبریز میشویم...
ولی وقتی خودمانیم همانی میشویم که تو بهتر از من میدانی...
دیدگاه ها (۱۱)

کسی داستان آهنگ صبحت بخیر عزیزم معین رو شنیده تا حالا؟داستان...

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ .. ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ...

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم هر جا که پا میذارم ...

همه چیز از یک بطری بازی شروع شد.کمی بعد از نیمه شب روی یک می...

.....//برده ی زیبا//....

سلامچطورین؟ امیدوارم حالتون خوب که نه عالی باشه[ازمایشگاه سر...

I'm not jealouspart 5رفتم دستشویی دیگه نمیگم چکار کردم خودتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط