من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟

من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟
غزل از لحظه ی دیدار نخوانم چه کنم؟

پشت پرچین گل آلوده ی این باغ اگر
باغبان بد شده با لاله ی جانم چه کنم؟

از غم دوری آن دوست که گم کرده مرا
همدم دائمی باد خزانم چه کنم؟

مانده ام باز در اندیشه که این گوشه ی شب
غم اگر می شکند صبر و امانم چه کنم؟

شعر می گویم و می خوانم ات ای عشق ولی
من در این راسته بی نام و نشانم چه کنم؟

با همین ذهن گرفتار و همین فرصت کم
گر رسد لحظه ی دیدار بر آنم چه کنم؟
دیدگاه ها (۴)

ﺩﻡ ﻫﺮ ﺑﺎﺯ ﺩﻣـــــــﻢ ﮔﺮﻡ ، ﮐﻪ ﺟﺰ ﺁﻩ ﻧﺒﻮﺩﺯﻧﺪﮔــﯽ ﻏﯿﺮ ِ ﻫﻤﯿﻦ ﻭ...

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینمبر این تکرار در تکرار پای...

ﺁﻣﺪﯼ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﻢ ﺣﯿﻒ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮ ﺷﺪﻡ ....ﺍﺯ ﯾﻘﯿﻦ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ،ﭘﺎﮎ ﺑ...

ابری شده چشمم که دلی سیر بباردتا بعد تو دیگر به کسی دل نسپار...

part:1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط