‌عزیزه چشمهایم

‌عزیزه چشمهایم
من حســــــــــودم ...
حتی به بادی که موهایت رانوازش میکند

من حسودم
حتی به آفتابی که تنت را گرم میکند
و تو لباست را کم میکنی
و من نگران نگاه خورشیدم!
من حسودم حتی به دستانت
که گاه دست به سینه می ایستی!
احساس می کنم خودت را در آغوش گرفته ای
من حسودم به هر چشمی که تو را نگاه میکند
من حسودم به لبخند هایت!
از نثارشان به دیگران
من حسودم به هر چیزی که تو را حس می کند!!
دیدگاه ها (۱)

همیشہ ســــــــــادہ بودَم .. ســــــــــادہ سل...

بفرمایید ناهار

آدَمهـــا .. میتَـوانَند " آدَمــها " را دوســــت داشـته باش...

سیلام سیلام حقیقتا اونقدر پارت قبلی رو دوست داشتم من که نویس...

Who would have thought I would fall in love with the mafia ? « part ۱۶ »

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط