من نه غزالی زخم خورده ام

من نه غزالی زخم خورده ام
نه ماهی تنگی گم کرده راه

نهنگی توفان زادم
که ساحل بر من تنگ است

آن جا که تو خفته یی
شنزاری داغ
که قلب من است.
دیدگاه ها (۷)

تقدیروتشکرازحضورتون بزرگوار خیلی ممنون ازلایک ها وکامنت های ...

چـنـان گـرفـتـه تــو را بــازوان پیچڪے امڪہ گویی از تو جدا ن...

تورو دوســـــــت دارممثل حس نجیب خاک غریـــــــب تو را دوســ...

انتهای شب شددلها به فردا امیدوارچشمها پر از خوابهمه میگویند ...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط