آب شد پیکر من از غم دروازه شام

آب شد پیکر من از غم دروازه شام
ردی از سلسله ها هست به روی بدنم

یوسفی بودم و از حادثه، یعقوب شدم
پسر خسته دلِ کشته ی بی پیرهنم

کاش در لحظه دفن پدرم می مردم
آن که بوسید چو عمه رگ حلقوم، منم

تا به کی زار زدن، یاد تن نحر شده؟
شاهدِ سوختهٔ سوختن قافله ام
دیدگاه ها (۱)

*** آفتاب لب بامم، پدرِ گریه منم علی اوسطم و پیر عزا و مَح...

شام غریبان چه اتفاقاتی رخ داد؟ / شام غریبان حسین امشب استوقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط