باز پای شعله ها را به حرم وا کردند

باز پای شعله ها را به حرم وا کردند

روضه را روضه بی تابی زهرا کردند

باز با هلهله سوی حرمی می آیند

باز با مشت و لگد قد جوان تا کردند

کوچه ای واشد و سیلی زدن آزاد شده

چقدر صورت نیلی شده پیدا کردند

گوشها پاره شد و شکسته شد آویزه

کوثری خورد زمین همه ی ی تماشا کردند
دیدگاه ها (۰)

در غروبی میان آتش و دودپسری را به نیزه ها بردندروز مـا شد سی...

ذَهَبَ یا ذَهَبا یا ذَهبوا یعنی چـه؟انتظار اسـت بـه جانمایه ...

بی صدا آهسته پنهانیم مـااشک هـای زیر بارانیم مـافاش می سوزیم...

بنویسید کـه جز خون خبری نیست کـه نیستبـه تن این همه ی ی سردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط