my little mochipart

my little mochi:part14

تهیونگ ویو:

وقتی دیدم کوک بهم نگاه کرد رفتم نزدیک و دستش رو بوسید.

ته: ببخشید فرشته که اینطوری.

جیمین:عوضی دست به رفیقم نزن.

ته:رفیقت جفتم و من هرکاری که بخوام باهاش میکنم.

با عصبانیت رفت پیش جفتش .

کوک:ته ته میشه بریم خونه. بابام تنهایی ناراحت میشه.

ته:کوک من دیگه نمی‌زارم بری پیش اون هیولا. میشه چندتا سوال ببپرسم و صادقانه جواب بدیم.

سرش رو برای تأیید بالا پایین کرد.

ته:از کی کتک زدن رو شروع کرد.

کوک:بعد مرگ اوما. همیشه اوما رو کتک میزد که چرا من رو به دنیا آورده.

و بغض کرد و منم سریع بغلش کردم.

ته: ببخشید فرشته من نمی‌خواستم که ناراحت بشی.

جیمین و یونگی.وقتی جیمین گریه کوک رو دید اومد و سریع بغلش کرد.

من و یونگی رفتیم بیرون از اتاق.

ته:هیونگ میخوام انتقام کوک رو از باباش بگیرم. فردا بدون اینکه کوک و جیمین بفهمن باید باباش رو ببریم توی انبار.
....⁦^⁠_⁠^⁩.....
سلام به همگی. ببخشید که دیر پارت ها رو می‌زارم چون امتحان های ترم نزدیک و من مجبورم که درس بخونم و بعد اون هم که کلا کارام رو بکن خیلی طول میکشه برای همین چند روز ممکن دیر به دیر پارت بزار.
شرایط:
کامنت:۳۶
لایک۴۳
بازنشر:۷
دیدگاه ها (۱۰)

ببین رو همشون اما رو پنجمی خیلی بیشتر شیشمی که خود شوهرمه.اص...

خوش به حال تونگی که هرشب این ها رو حتی بیشتر میبینه 😭تو زندگ...

« قلدر عاشق»« پارت شانزدهم »افراد یونگی و تهیونگ ریختن داخل...

آلفا خوشتیپ من پارت دهم ( پارت آخر ) رسیدن به عمارت و کوک دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط