پارت ۱۵۳ رمان کت رنگی

پارت ۱۵۳ رمان کت رنگی

#سومی
رفتم دنبالش اما به حرفام گوش نمیداد و واقعا رفت!
اشتباه بزرگی کردم! نباید اینو بهش می گفتم! سریع حاضر شدم و تاکسی گرفتم و رفتم سمت کمپانی! توی راه از ناراحتی زیاد نمیتوستم درست فکر کنم! پیاده شدم... رفتم تو اتاق خودم و بعد از گذاشتن وسایلم تو اتاق رفتم تو اتاق کوک! نبود ! تو سالن تمرین بود!
برگشتم تو اتاق خودم و با کارام مشغول شدن بعد از سه ساعت صدای اعضا تو راهرو میومد! به سرعت رفتم بیرون و با دیدن من بهم سلام کردن ولی کوک مسیرش رو عوض کرد!
با بدو رفتم و جلوش وایستادم!
من: کوک !!
عرق کرده بود و رنگش سفید شده بود! عصبی بود
کوک: چیه؟ خانم نو ! من کار دارم
من: جونگ کوک اینطوری باهام حرف نزن!...
یهو دستمو گرفت و کشوند تو اتاق خودش...
کوک: اینجا حرفات و بزن نمیخوام جلو اعضا عصبی باشم!
من: کوک اشتباه کردم!
کوک: خوبه بالاخره فهمیدی که اشتباه کردی!
من: کوک منو میبخشی؟
کوک: حح 🥺 میدونی امروز همش حرف های دردناکت توی ذهنم میومد! عذاب آور بود سومی!
من: بغض نکن کوک ! قاطی میکنما !💔
کوک: چند بار تمرکزم رو از دست دادم! چند بار افتادم ! چون همش صدای تو توی مغزم اکو میشد!
#جونگکوک
داشتم حرف میزدم! یهو قاطی کرد!
سومی: یاااح نمی خوایی ببخشی !؟؟ باشه کوک خودت خواستی !!😖😭
موهاشو میکند!
من: سومی 😳
از اتاق رفت بیرون با بدو ! بلایی سر خودش میاره! رفتم دنبالش ! رفت تو بخش استخر سرپوشیده کمپانی! داشت کفش هاشو در میاورد دستاشو گرفتم
من: چه غلطی میکنی سومی ؟
سومی: میخوام خودمو راحت کنم کوک !
من: مگه من میزارم؟؟ تا وقتی زنده ای در اختیار منی!❤
با بغض نگاهم میکرد! سرمو گرفت و لباشو محکم روی لبام گذاشت! منو چسپوند به دیوار های بلند استخر! صدای بوسه هاش و صدای تهویه هوای اونجا باهم قاطی شده بود! ازم جدا شد!
سومی: بمیرم برات رنگت پریده زندگیم!
من: من خوبم سومی فقط گرسنمه یکم!
سومی: تو کوک زندگی منی !❤
من: اینو از کجا یاد گرفتی بلا گرفته!!
سومی: خودم گفتم ! مگه چیه به من نمیاد از این حرفا!
ازم فاصله گرفت و داشت کفش هاشو می پوشید یهو تعادلش رو از دست داد و میخواست بیوفته تو بخش ۸ متری استخر دستشو گرفتم
من: وای سومی! هوف خدا رحم کرد!
دستشو کشیدم و اوردم ش تو بغل خودم
سومی: خیلی عمیقه؟
من: اره واسه تو خطرناکه زندگیم !
سومی: بریم غذا بخوریم !؟
من: اوهوم
باهم رفتیم و نشستیم سر میز ... پیتزا سفارش دادیم
من: سومی امشب بیا پیش خودم
سومی: نه کوک .‌ کار دارم خونه
من: واسه طراحی کامبک بعدی؟ اخه یه ماه دیگه مونده انقدر به خودت فشار نیار
دیدگاه ها (۱۰)

🤤❤💦🔥

زندگیمن!🥺❤ .. همه چیمو میدم واسه سلامتیشون!

Love in the dark③⑨دستمو محکم‌تر توی دستش فشردم و آروم گفتم:ا...

عشق در نگاه سلطنت پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط