كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کو

كوچه اى رابودنامش معرفت،مردمانش بامرام ازهرجهت،سيل آمد کوچه راويرانه کرد، مردمش راباجهان بيگانه کرد،هرچه درآن كوى، بودازمعرفت، شست وباخود برد سيل بى صفت،ازتمام كوچه تنهايک نفر،خانه اش ماندوخودش جست ازخطر،رسم وراه نيك هرجابودوهست، ازنهاد مردم آن کوچه هست، چونکه در انديشه ، تو این گونه ای حتم دارم بچه ی آن کوچه ای ?
دیدگاه ها (۲)

دوستت دارمA ^_^

صبحتون بخیر^_^

بچه های دیروز لایکش کنین..^_^

منو لایک نمی کنین؟؟^_^

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

كوچه اى رابودنامش معرفت ،مردمانش بامرام ازهرجهتسيل آمد کوچه ...

کوچه ای را بودنامش معرفت*مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد کو...

کوچه ای را بود نامش معرفت؛مردمانش بامرام ازهرجهت/سیل آمدکوچه...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سيل آمد...

كوچه اى را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام از هرجهت، سيل آمد ...

کوچه ای را بود نامش معرفت مردمانش بامرام از هرجهت، سیل آمد ک...

کوچه ای را بود نامش معرفت، مردمانش بامرام ازهرجهت... سیل آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط