در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم
بی قرار و بی صدا از عشق صحبت می کنم

رو به قبله می نشینم ، قبله ی چشمان تو
آه را در سینه ی داغم تلاوت می کنم

بی تو لبریز تمنای شقایق می شوم
دشت احساس و نگاهت را زیارت می کنم

در حضور آسمان و بستر رنگین کمان
حق رنگ چشم شب را من رعایت می کنم

هر چه دارم می سپارم باز امشب دست تو
باز هم یاد تو را غرق خجالت می کنم
دیدگاه ها (۲)

از آن شب بارانیتا همین حالادقیقا یک عمر و سه دقیقه می گذرد…م...

ای غزلهای نگاهت همه قربانی عشقدعوتم کن تو شبی باز به مهمانی ...

من عقربه ی ساعتم و خسته ی دردمپس کی به تو من میرسم ای ثانیه ...

دلم گرفته از این ساده تر چه باید گفت ؟!کنار پنجره با چشم تر ...

@ti_m_eدوستی ما وارد مرحله‌ی عمیق تری شده، حس می کنم مرا می ...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط