عشقا تو در آتش نهادی ما را

عشقا تو در آتش نهادی ما را
درهای بلا همه گشادی ما را
صبرا به تو در گریختم تا چکنی
تو نیز به دست هجر دادی ما را
دیدگاه ها (۰)

شبها ز فراق تو دلم پر خونستوز بی‌خوابی دو دیده بر گردونستچون...

روشنست از نور رویش دیدهٔ بینای مادرهٔ بیضا بود غواص این دریا...

دولت عاشقان هوای تو استراحت طالبان بلای تو استکیمیای سعادت د...

هر چه در روی تو گویند به زیبایی هستوان چه در چشم تو از شوخی ...

.. امام ملت .. رفتی و عطر یاد تو در روزگار ماندیعنی که از تو...

پارت ۱۲:عمو های من مافیان

ریشه در خاک - فریدون مشیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط