زن

زن
جنس عجیبی دارد
چِشم هایش را که ببندی
دیددلش بیشتر میشود
دِلش راکه میشکنی
باران لطافت از چشمهایش
جاری میشود
اِنگار خلق شده تاروی عشق
را کم کند!
‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌
دیدگاه ها (۲)

روزگار غریبی است...نمڪدان را ڪه پر میڪنی توجهی به ریختن نمڪه...

- ایــــن چـــیـــه ؟+ دِلــه مــــیــــشــــه بـــِـدیــــش...

بعضے وقتا باید نشنوے....باید ندونے...باید نپرسے... اینجورے د...

پاییز را دیدی؟!"آنان که رنگ عوض کردند، افتادند!"یادمان باشد"...

چگونه عشق و همآغوشی راه خداشناسی بود مرتضی متقیان

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _۱۰ در خانه زده شد سوجین مشتاق به سمت ...

my vampire. p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط