ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای...
دیدگاه ها (۳)

ﮔـــــــــــــﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕــــــﯿﺮﺩ...ﻭﻗﺘــــــﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ......

خود گـنه کاریم و از دنـیا شکایـت مـی کنیمغافل از خود دیگری ر...

من چه دانم که چرااز تو جدا افتادم؟ نیک نزیک بدم، دور چرا ...

خوُدم گُذاشتَم که بِره!با دستایِ خودم گذاشتم بِره :}نه که مَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط