یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دی

یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دید بشقاب خالیه رو قبر پدرش میزنه میگه بابا اگه گشنه ای برات فلافل بگیرم
دیدگاه ها (۷)

یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دید ب...

یه پسره سرقبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دید ب...

زندگی به من آموخت: تنها چیزی که با مرور زمان درست میشود، تر...

سناریو قفل آبی پارت ۱

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۲ویو راوی نورا و...

آتیشی که از بارون شروع شد part 41ا. ت: جونگکوک؟جونگکوک: چی؟ا...

سناریو مایکی پارت اخر

.PRISON MAFIA.

سناریو بلو لاکموضوع : اگه موقع آشپزی دستمون رو با چاقو ببریم...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p23خیلی فکر کرد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط