ای که در چشم سیاهت ناز آهو ریخته

ای که در چشم سیاهت ناز آهو ریخته
بافه بافه بین موهای تو شببو ریخته
روی شانه روی گونه روی سینه روی من
آبشار_ناز_موهایت به هر سو ریخته
روبروی آینه حینِ تبسم کردن ات...
توی چال گونه طرحِ خالِ هندو ریخته
چشم بادامیِ من مابین سیبِ گونه هات
بر لبانت طرحِ سرخِ آلبالو ریخته
اینهمه خیره شدن در آسمانها تابه کی
پیش پایت مثل من گلهای خودرو ریخته
ای به قربانِ خطوطِ مبهمِ مژگان تو...
کز برای خلقش احساسِ قلم_مو ریخته
این خسوف لعنتی در خاطرِ تقویم نیست
بی گمان بر روی ماهت ابر گیسو ریخته
هرکجا پا میگذاری عطر_لیمو ریخته
دیدگاه ها (۷)

نفسم ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺯ ﻫﻮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﺑﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﯾﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧ...

هرکس که به دنبال تو گشت از نفس افتادقلبش به تپش آمد و یکباره...

یک شبی از دیده ام غم می چکیدپای شادی سوی دیگر می دوید !پرده ...

عاقبت می‌آیی وُ تاریکیِ شب میرودآخرْ این اندوهِ مثلِ زهرِ عق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط