می روی اما نگاه سرسری دیگر نکن

می روی اما نگاه سرسری دیگر نکن
پیشِ چشمم از رقیبم دلبری دیگر نکن

مُهره ی ماری که داری کارِ خود را می کند
با نگاهت... خنده ات... افسونگری دیگر نکن

آن قدرها که گمانت بود مؤمن نیستم
موی خود را پای بند روسری دیگر نکن

با برادر گفتنت آتش به جانم می زنی
جان من لطفا برایم خواهری دیگر نکن

هر کسی آمد به من زخمی زده حتی تو هم
زخم هایم را به من یادآوری دیگر نکن

زلزله با بم نکرد آن چه تو با من کرده ای
آنچه با من کرده ای با دیگری دیگر نکن
#سید_علیرضا_جعفری
#شعر #بدون_مخاطب
دیدگاه ها (۶)

قطعه شعری از حقیر با اجرای زیبای داداش گلم داوود کریمی #داوو...

#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره ❤️#بازنشر_با_شما

زخم شدم ، شیشه به زخمم نشستشیشه شدم ، زخم سرم را شکست یا رب ...

بهترین شخص زندگیمم باشه توجه کرد توجه میبینه، درک کرد، درکش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط