دستم به جدایی برسد ، رحم ندارم..........

دستم به جدایی برسد ، رحم ندارم..........
بد شد "گذرِ پوست به دبّاغ نیفتاد".........

#شهریار
دیدگاه ها (۳)

موهای تودردست من خسته کمنداست.دیوانه دلم بر دل زیبای تو بند ...

از بس که دو دیده در خیالت دارم........در هرچه نگه کنم تویی پ...

گر چه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت.درِ این خانه به امید تو ب...

انگار نه انگار که دوری و جدایی.............من با بدنت پیرهنی...

* دل بدرد آمد و این درد بدرمان نرسید سر درین کار شد و کار بس...

خوشگلا اطلاعات رمان اینجوریه که رمان قراره طبق انیمه پیش بره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط