باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق

باور کن بعضی دردها گفتنی نیست رفیق‌‌...
نگو محرم نمیدانمت!!!
نه....
تو مَحرم ترینی بر من....
اما بعضی دردها گفتن ندارد....
مرور بعضی دردها آنقَدَر درد دارد که تکرارش حتی برای خودم هم سَنگین است...
آنقَدَر سنگین که به زانو می اندازد مرا...
بغض چشمانم را که دیدی بغض نکن...
لرزش دستهایم را که دیدی هیچ نگو... فَقط دستم را بگیری کافیست...
هیچ نگو...
بعضی دردها با دلداری سَبُک نِمیشوند... بِخُدا بیشتر دردم می آید...
بعضی دردها بــــــــ ـــــَد دردی هستند رِفیق..بد دردی...
دیدگاه ها (۳)

سرباز : میشه برم دوستمو که زخمی شده نجات بدم ؟فرمانده : ارز...

میلاد.کی مــرام

زمسٺـــــــان یعنــــــے .. تو نباشــــــــــے....

سکوت...!انگار سکوت قانون شب است !حتی آنهایی که بیدارند بی صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط