نامت را بر زبان می‌آورم

نامت را بر زبان می‌آورم
دریا بر من گسترده‌تر می‌شود
دریایی که ادامه‌ی گیسوان توست
کلامت را سرمه چشم می‌کنم
آفتاب و ماه و ستارگان را
در آب‌ها می‌بینم
می‌خوانمت
موجی بلند به ساحل می‌دود و دست می‌گشاید
صدفی پلک می‌زند
و تو در گیسوانت می‌تابی.
دیدگاه ها (۱)

زنی خاموشبا صدای بلند سکوتدر منفریاد می زندرویاهای بر باد رف...

دیگر نکن تلاش به آنجا نمی رسیرودی تهی شدی که به دریا نمی رسی...

#عکس_نوشته

٭ آرامِش الآنمو مَدیون نیازی ام که به هیچکس ندارَم:):dove_of...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط