پسرع اومده میگه داداش من یه دخی

پسرع اومده میگه داداش من یه دخی
خیلی دوصش دارم اصلا نمدم یه حسی بهم دست میدع اون از من سرتره
کل اهل محل میدونن من اون دوصش دارم حواسم بهش هست حتی عکسای بچگیش تا الانشم دستمه حتی خونوادمو دارم راضی میکنم بریم بشیم همسایشون حتی باا داداشش رفیق شدم هواشو دارمولی خجالت میکشم برم بهش بگم دوصش دارم
گفتم چرا؟ گفت میترسم خرابم کنه با یه کلمه (نه) نابودم کنه
دیدگاه ها (۸)

نشسته بودم تو پارک دیدم دختره چهار، پنج تا پسر دور خودش جم...

پسر داریم تا پسردختر داریم تا دخترپسر ی هست که دخترع بخاطر خ...

اون پسر تنها که تو نیمکتاپارک نشسته و سرش پایین تو گوشیارع ...

چرا هوا هوا لواط سید

بشدت حالم خراب بود (سر یه سری چیزا موقع ساخت بازی) و تنها هم...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت دهم:* واکس دستشو میگیره ...

╭╌┄ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط