دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
سوی من وحشی صفت عقل رمیده
آهوروشی کبک خرامی نفرستاد
دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست
و از آن خط چون سلسله دامی نفرستاد
فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻝ ﻧﺒﻨﺪ ... ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ ... آره... ﺩﻝ ﻧﺒﻨﺪ ﺑﻪ ﺟ...

مـن ✠مـسـت✠ بـودم ، امـا ✜پـسـت✜ نـبـودم ، ❧ بـیـک...

گــویند مـــرو در پی آن ســرو بلند⇝✿ انگشت نمــــای خلق بـــ...

برای عشــــــــــق تمنا کن ولی خار نشوبرای عشــــــــــق قبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط