چه صبح هایی که میتوانستیم با هم بخیر کنیم و نکردیم
چه صبح هایی که میتوانستیم با هم بخیر کنیم و نکردیم...
تو موهایم را شانه کنی
و من برایت حرف بزنم ،
از آن حرف ها که جوابش فقط لبخند توست ...
تو پیش قدم شوی
برای ریختن چای و من مربا به نانت اضافه کنم...
اما سهم ما این بود
که از پشت قاب های شیشه ای موبایل همدیگر را لمس کنیم...
نه تو مقصری نه من ...
سرنوشت عاشقانه هایِ زیادی به ما بدهکار است.
تو موهایم را شانه کنی
و من برایت حرف بزنم ،
از آن حرف ها که جوابش فقط لبخند توست ...
تو پیش قدم شوی
برای ریختن چای و من مربا به نانت اضافه کنم...
اما سهم ما این بود
که از پشت قاب های شیشه ای موبایل همدیگر را لمس کنیم...
نه تو مقصری نه من ...
سرنوشت عاشقانه هایِ زیادی به ما بدهکار است.
- ۱۸۷
- ۲۸ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط