برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد 🎀
p¹⁵
جونگ کوک آمد خونه

+جونگ کوک تویی.


_/خنده/

+چیه

_مرتیکه روانی فقط بلده زر بزنه /خنده/.

+جونگ کوک چی میگی

رفتم سمت آشپز خونه یه لیوان آب براش آوردم..

+بگیر بخور

_نمی‌خوام من خوبم ببین

+بخور

_نه.

صورتشو گرفتم آب رو ریختم تو دهنش

+بهتری؟

_هوم.

+بیا بریم بخوابیم.

_باشه..
داشتم به سمت اتاقمون میرفتم که یهو جونگکوک وایستاد

+چی شده؟

_ه.‌...

دستشو گرفتم کشوندم سمت اتاق

+جونگکوک

_هوم.

+تو شخصی رو به نام آنا میشناسی؟

_چی..

+میشناسی یانه؟

_آنا... لعنتی‌../بغض/

جونگکوک یهو وایستاد

+چی شد؟/نگران/

جونگکوک سرشو پاین کرده بود

چونشو گرفتم که دیدم داره گریه میکنه

+ج..جونگکوک!!! چیزی شده؟!!/نگران/

نشست رو زمین و فقط به یه نقطه خیره شده بود.

+*تاحالا جونگکوک رو این شکلی ندیده بودم معلومه خیلی حالش بده*

+نمیخوای چیزی بگی؟

_م....

_ه..هانا.. تاحالا...برات پیش آمده.. که عاشق یه.. نفر باشی.. و.. بفهمی.. ع..عاشق .. یه نفر دیگه ... بوده؟

+...

_ دوست دخترم بهم خیانت کرد آنا گفت که ازم خسته شده و با یه نفر دیگه هست ولی من دوسش دارم..
دیدگاه ها (۰)

برادر ناتنی بد 🎀p¹⁶+نمیدونم چی بگم ولی سعی کن فراموشش کنی م...

*شـــکــارچـــی*#پارت6جونگ کوک ، تهیونگ رو روی صندلی شاگرد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط