صبح با-راز نیایش

صبح با-راز نیایش
جمعه 1 اسفند

این روزها که پشت پنجره می نشینم، به استقبال نم نم باران میروم ، که چقدر لذت دارد غرق شدن در این فضا و تصور آغوش گرم تو ....

مهربان پروردگارم میدانی که باران برایم شورانگیز است و دلم را به تپش وامیداردگاهی به قلمم، احساس میچکانم تا برایت بنویسم ، آری من نیز عاشق تو هستم ، عاشق بخشیدن هایت که هرگز تمام نمیشود ، عاشق ندیده گرفتن هایت، عاشق کنار من بودن هایت عاشق لحظه های با تو بودن و در تو غرق شدن.آری خدای خوبم تو عاشق من هستی و من نیز میخواهم هر لحظه عاشق تو باشم ، عشقت در قلب و روحم نقش ماندگاری است .....

عزیزان امروز متعهد شویم به عاشقانه زیستن و طلب خیر و برکت برای سرزمینمان.
دیدگاه ها (۱۶)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

صبح با- راز و نیایش -سه شنبه 4 آذرهمیشه یادمون باشه صبح که ا...

میدانم که عاشقانه هایم را دوس داریمیدانم که اشک هایمو ناله ه...

لحظه دیدار یاری که مدتهاست در قلبم نشسته و با محبت و عشق خود...

قلمم بی جوهر تر از آن است که بتواند گرمی سلام...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

چگونه فراموشت کنم توراکه ازخرابه های بی کسی به قصرسپیدعشق هد...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو ...

کاش عاشق شدن همینقدر که نیمامیگه ساده و رویایی و قشنگ بود :ب...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسمکه چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط