با قلم موی خیالت یادگاری میکشم

با قلم موی خیالت یادگاری میکشم
یک قفس بی پنجره با یک قناری میکشم
بی تو باران می شود این بغض های لعنتی
پشت پلکم انتظارت را بهاری میکشم
لاله یِ لبهایِ تو گل بوسه را جان می دهد
بوسه ها را لب به لب سرخه اناری میکشم
نیستی از من ولی انگار چیزی کم شده
مثل ساعت لحظه ها را بی قراری میکشم
گفته بودی می روم اما کسی باور نکرد
سالهاست من بعد تو چشم انتظاری میکشم
آسمان بی ماه مانده تا تو برگردی شبی
پشت پایت آب را بی اختیاری میکشم
یاد تو هر شب قلم مو را به دستم می دهد
با قلم موی خیالت یادگاری میکشم!
دیدگاه ها (۱)

بغلم کن که هوا سرد تر از این نشودزندگی خوب شود ... باد خبرچ...

جای انکه رعد باشم تا پریشانت کنمکاش باران میشدم تا بوسه بارا...

بی  تو  مهتاب  شبی  باز  از  آن  کوچه  گذشتم .همه  تن  چشم  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط