ONLY MINE
ONLY MINE
PART 10
ا/ت . به محض اینکه ون مرد رو دیدم واقعا از مهرش ترسیدم چهره درستی نداشت و از مشروب دستش معلوم بود مسته من نمیدونستم چیکار کنم برای همین آروم به میرا فهموندم که یه کاری کنه ..
میرا . سریع جاش رو با ا/ت عوض کرد و آروم تو گوشش گفت ..
میرا. ا/ت زود برو کنار منم میام پیشت ( آروم
ا/ت. سر تکون داد و رفت و یه گوشه به میرا نگاه میکرد که داشت تلاش میکرد از دست ون مرد خلاص بشه مرد حتی خواست میرا رو ببوسه اما میرا مقاومت میکرد و نمی گذاشت...
بلخره میرا از دستش در رفت و ومد پیش من و از چهرش مشخص بود چندشش شده
ا/ت . میرا خوبی ؟
میرا. اره خوبم....چیزی نیست.....عادت دارم به این مردای هول دختر باز
ا/ت. چطور مگه؟ تو قبلا تو چنین مکان هایی کار میکردی ؟
میرا . اره من قبل از اینجا تو یه بار دیگه کار میکردم و یکی از مرد های انجا میخواست به زور باهام رابطه داشته باشه ونم جلوی زنش ... من خیلی مقاومت کردم و به خاطر همین هم اخراج شدم و چون هیچ کاری بلد نبودم به اجبار ومدم اینجا .... همه مردا و زنای این بار ها هرزه ان ( یکم عصبی
ا/ت . همشون مطمئنی؟
میرا . اره همون مردی که میخواست منو آنجا ببوسه زنش رو پای یکی دیگه بود از همشون حالم بهم میخوره
ا/ت . متاسفم نمیدونستم
میرا . عیبی نداره..چیزی نیس که به خاطرش ناراحت بشی .. من عادت دارم
ا/ت. اهوممم...راستی خانواده ات چی؟
میرا. من خانواده ای ندارم ( اخم
ا/ت . متاسفم...منم ......منم مثل توام....پدر و مادرم فوت کرده اند ....منو برادر کوچک ترم باهام زندگی میکنم
میرا. وو تسلیت میگم
ا/ت. ممنون
( ا/ت و میرا گزم صحبت بودن که ریس بار ومد و گفت...
ریس. دخترا شما چرا اینجا ایستادید ؟ کلی مشتری جدید ومده برید سر کارتون
میرا. ا/ت .چشم ( و هر کدوم با یه سینی نوشیدنی به طرفی رفتند
ا/ت . برای مهمان هایی که تازه ومده بودن نوشیدنی بردم اما یه چیزی عجیب بود یه مرد نشسته بود که سرش تو گوشی بود و اینطور که معلوم بود دخترا جرات نداشتن بزن سمتش بر عکس چندتا مردی که کنارش نشسته بودن هر کدوم یکی رو پاشون نشسته بود سینی رو بردم سمتش و گفتم.. بفرمائید
مرد. سرش رو آورد بالا ا/ت با دیدن چهر مرد ته دلش لرزید و با پوزخند مرد ترسش بیشتر هم شد ون مرد همون مردی بود که باعث اخراجش شده بود
ون مرد جئون بود...
ادامه دارد.......
PART 10
ا/ت . به محض اینکه ون مرد رو دیدم واقعا از مهرش ترسیدم چهره درستی نداشت و از مشروب دستش معلوم بود مسته من نمیدونستم چیکار کنم برای همین آروم به میرا فهموندم که یه کاری کنه ..
میرا . سریع جاش رو با ا/ت عوض کرد و آروم تو گوشش گفت ..
میرا. ا/ت زود برو کنار منم میام پیشت ( آروم
ا/ت. سر تکون داد و رفت و یه گوشه به میرا نگاه میکرد که داشت تلاش میکرد از دست ون مرد خلاص بشه مرد حتی خواست میرا رو ببوسه اما میرا مقاومت میکرد و نمی گذاشت...
بلخره میرا از دستش در رفت و ومد پیش من و از چهرش مشخص بود چندشش شده
ا/ت . میرا خوبی ؟
میرا. اره خوبم....چیزی نیست.....عادت دارم به این مردای هول دختر باز
ا/ت. چطور مگه؟ تو قبلا تو چنین مکان هایی کار میکردی ؟
میرا . اره من قبل از اینجا تو یه بار دیگه کار میکردم و یکی از مرد های انجا میخواست به زور باهام رابطه داشته باشه ونم جلوی زنش ... من خیلی مقاومت کردم و به خاطر همین هم اخراج شدم و چون هیچ کاری بلد نبودم به اجبار ومدم اینجا .... همه مردا و زنای این بار ها هرزه ان ( یکم عصبی
ا/ت . همشون مطمئنی؟
میرا . اره همون مردی که میخواست منو آنجا ببوسه زنش رو پای یکی دیگه بود از همشون حالم بهم میخوره
ا/ت . متاسفم نمیدونستم
میرا . عیبی نداره..چیزی نیس که به خاطرش ناراحت بشی .. من عادت دارم
ا/ت. اهوممم...راستی خانواده ات چی؟
میرا. من خانواده ای ندارم ( اخم
ا/ت . متاسفم...منم ......منم مثل توام....پدر و مادرم فوت کرده اند ....منو برادر کوچک ترم باهام زندگی میکنم
میرا. وو تسلیت میگم
ا/ت. ممنون
( ا/ت و میرا گزم صحبت بودن که ریس بار ومد و گفت...
ریس. دخترا شما چرا اینجا ایستادید ؟ کلی مشتری جدید ومده برید سر کارتون
میرا. ا/ت .چشم ( و هر کدوم با یه سینی نوشیدنی به طرفی رفتند
ا/ت . برای مهمان هایی که تازه ومده بودن نوشیدنی بردم اما یه چیزی عجیب بود یه مرد نشسته بود که سرش تو گوشی بود و اینطور که معلوم بود دخترا جرات نداشتن بزن سمتش بر عکس چندتا مردی که کنارش نشسته بودن هر کدوم یکی رو پاشون نشسته بود سینی رو بردم سمتش و گفتم.. بفرمائید
مرد. سرش رو آورد بالا ا/ت با دیدن چهر مرد ته دلش لرزید و با پوزخند مرد ترسش بیشتر هم شد ون مرد همون مردی بود که باعث اخراجش شده بود
ون مرد جئون بود...
ادامه دارد.......
- ۱۱.۴k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط