پس فردا شب عروسی دعوتم تمام ذهنم مشغول اینه که چه جوری از

پس فردا شب عروسی دعوتم تمام ذهنم مشغول اینه که چه جوری از دست اینایی که یقه ات رو پاره میکنن که بری برقصی خلاص شم, توفکر اینم پامو گچ بگیرم آقا ما بلد نیستیم برقصیم و بضاعتمون در حد بشکن زدنه!! گناه کردیم??!!! عایا?!
دیدگاه ها (۱۵)

his favorite strawberry

رمان قرار نبود قسمت7آرتان با تکه سنگی چند ضربه روی سنگ قبر ز...

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام اس...

بغلم کن عشق خوبم آن شب وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم مشغول آ...

✨🌱✨#ناحله#قسمت_ششمنشستم کف اتاق و شروع کردم به نق زدناخه ینی...

💔 ❤ ❤ عاشقانه💖 حتما بخوانید  شب وقتی به خانه رسیدم دیدم ...

آن شب وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است...

داستان بسیارزیباآن شب وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم مشغول آم...

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام اس...

🤌🤌💁💁🤭🤭👌👌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط